تبلیغات
اقیانوس - پیاده كردن نمادهای ایرانی روی سفال

اقیانوس

-«----«----«---------یه دنیا ترفند برای یه دنیا زندگی--------»---»---»-

چهارشنبه 26 اسفند 1394

پیاده كردن نمادهای ایرانی روی سفال

نویسنده: rahnama   

 سین هشتم: سادگی
زندگی > خانواده - زهره کهندل:
ظرف‌های سفالی را که لایه‌ای چشم‌نواز از رنگ آبی فیروزه‌ای، رنگ قرمز خاک رس آن را پوشانده، از داخل کارتن بیرون می‌آورد؛ گویی گنجینه‌ای ارزشمند را از داخل جعبه‌ای قیمتی به آرامی روی دست حمل می‌کند.

می‌گویم: قیمتی‌اند؟ می‌خندد؛ «برای من خیلی ارزشمند هستند.» شاید با خودتان بگویید خاك است دیگر، با آب در می‌آمیزد و می‌شود گِل. اما گل ساده با هانیه تفكری چنان اُنس گرفته كه تمام روزهایش پر از عشق به این خاك است. 16 سال پیش برای نخستین‌بار دست‌هایش با خاك و گِل عجین شد. حالا نه فقط دست‌هایش كه دلش در گروی این سفال‌های چشم‌نواز، گیر است.
آشنایی‌مان با او، در یك شیرینی‌فروشی بود؛ وقتی دیدیم كه دست‌سازه‌های سفالی‌اش را روی یكی از میزهای گوشه قنادی چیده است تا برای كارهایش مشتری پیدا كند.

رنگ فیروزه‌ای سفال‌ها، سوی نگاه و پاهایم را هم‌راستا كرد. پرسیدیم: فروشی‌اند؟ گفت: بله، سفارش نوروز می‌گیرم. توضیح داد كه كارهای خودش است و در یك كارگاه شخصی، اینها را می‌سازد. درباره سفال گفت و حس خوبی كه آثار دست ساز گلی دارد. بهانه گفت‌وگوی ما با این هنرمند كه خجالت را كنار گذاشته و خودش برای كارهایش، بازاریابی می‌كند، هفت‌سین نوروزی بود؛ هفت‌سینی كه میزبان سفره‌اش، ظرف‌های سفالی است؛ سفالی كه نماد مهربانی و سین هشتم سفره سرزندگی ماست.

    خجالت را كنار گذاشتم

14 ساله بود كه رفت سراغ هنر سفالگری. استادش را هنوز به یاد دارد؛ خانم حسینی. هنر امروزش را مدیون آموزه‌های درست استادش در سال‌های نوجوانی می‌داند. خانم تفكری كه در دهه سوم زندگی‌اش سیر می‌كند، در سال‌های جوانی چنان همنشینی با خاك و گِل به جانش نشست كه ذره ذره وجودش را مرهون خاك پاك می‌داند.

وقتی دید كه بازاریاب‌ها نمی‌توانند آنطور كه باید و شاید این صنایع هنری را به مردم معرفی كنند، آستین همت را بالا زد، كارهایش را به دست گرفت و از فروشگاه گرفته تا نمایشگاه برای معرفی كارهایش رفت. او علاوه بر ساختن ظروف سفالی و زیورآلات سرامیكی، نقش‌برجسته‌های دیواری را هم اجرا می‌كند. تفكری معتقد است: وقتی خود هنرمند برای بازاریابی كارهایش برود و مستقیم با مشتریان ارتباط داشته باشد، بهتر می‌تواند محصولاتش را ارائه كند و یا مطابق با میل و سلیقه مخاطب، پیش برود.

ارتباط بی‌واسطه او با مشتریانش روی طرح‌ها و نقش‌هایی كه می‌زند، تأثیر مشهودی داشته است. وقتی می‌دید كه مردم به چه رنگ‌ها و طرح‌هایی توجه بیشتری دارند و نسبت به كدام شكل‌ها بی‌توجه و بی‌میل هستند، با آنها حرف می‌زد و نظرشان را می‌پرسید. حتی درباره سفال و اهمیت هنر سفالگری هم بهشان توضیح می‌داد. او باور دارد كه اگر كار هنری مورد طبع و سلیقه مردم باشد، مشتری خودش را پیدا می‌كند.

    آبی ایرانی

پیاده كردن نمادهای ایرانی روی سفال به خلاقیت هنرمند برمی‌گردد. هانیه تفكری سعی كرده كه در كارهایش، رنگ آبی فیروزه‌ای را كه به رنگ آبی ایرانی هم معروف است، برای سفال‌ها استفاده كند؛ رنگی كه علاوه بر زیبایی، آرامش‌بخش و روح‌افزاست. او رنگ سبزآبی را هم دوست دارد و می‌گوید: سعی كردم در كارهای نقش‌برجسته و سفال، از رنگ‌های ایرانی الهام بگیرم؛ چه در كارهای لعاب و چه در كار پتینه، رنگ آبی فیروزه‌ای، نمادی از هنر ایرانی است.

از نظر او مهم است كه مردم چقدر نمادهای ایرانی را بشناسند؛« بیشتر از همه نمادهای تخت‌جمشید بین مردم شناخته شده در حالی كه نمادهای دیگری هم وجود دارد كه كمتر استفاده شده اما رنگ و بوی ایرانی دارد. مردم دیگر به نمادهای تكراری كمتر میل دارند و همه به‌دنبال طرحی نو هستند؛ در عین سادگی دوست دارند كه زیبا هم باشد. »

    چرا از سفال؟

سفال یكی از قدیمی‌ترین صنایع ایرانی است و قدمت آن به ایران باستان و چند هزار سال پیش برمی‌گردد. تفكری می‌گوید: آدمی از خاك است و با خاك انس بیشتری می‌گیرد. او، حرف استاد را به یاد می‌آورد كه گفته بود: خاك دامنگیر است، یك روز به حرفم می‌رسی كه به آن دچار شده‌ای. استاد درست می‌گفت و هانیه، پایبند این هنر شده. رشته تحصیلی تفكری در دبیرستان، ریاضی بود و چنان به هنر علاقه داشت كه محاسباتش به تار و پود هنر گره خورد و در دانشگاه، رشته قالیبافی خواند. اما بعد از دانش‌آموختگی، باز هم گمشده‌اش را نیافت تا اینكه دستش به خاك خورد و آرام گرفت.

او می‌گوید: اینقدر خاك و هنر سفال، دامنگیر است كه نمی‌توانی از آن جدا شوی. به باور او، خاك هنرزاست و فكر آدم را باز می‌كند. چنان هم دامنه گسترده‌ای دارد كه گمان نمی‌كنی چه هنرها كه از خاك برنمی‌‌آید؛ نقش برجسته، كاشی معرق، تلفیق كاشی و سفال، تلفیق سفال و شیشه و تلفیق‌های دیگر با سفال و كاشی. تفكری می‌گوید: سفال مایه نوآوری است و باعث زایش هنر. گاهی برای خودم، طرح می‌زدم تا فقط امتحان كرده باشم اما می‌دیدم كه عجب كاری درآمد از دل خاك.

    هنری از دل خاك

بیشتر اوقات روزهایش با سفال درهم آمیخته. 8 ساعت كاری در كارگاه هست و زمانی كه به خانه می‌رود تا استراحت كند باز آرام و قرار ندارد و پشت میز هم دستش به ساخت زیورآلات سرامیكی مشغول می‌شود. همه ذهنش درگیر این هنر و سازه‌های برآمده از خاك و سفال است. می‌گوید: انگار همیشه دستم باید به خاك و گل باشد، همه عشق من همین است.

چند سالی است كه جدی‌تر، كار سفال انجام می‌دهد. اگر نمایشگاهی هم باشد، سعی می‌كند حضور پیدا كند تا با هنرمندان سفالگر، حلقه ارتباطی دوستانه‌ای برقرار كند. گله تفكری از این است كه مسئولان صنایع‌دستی به‌ویژه در مشهد به آثار سفال بهایی نمی‌دهند و در نمایشگاه‌های صنایع‌دستی، غرفه‌هایی كه به این سفالگران تعلق می‌گیرد هر روز كوچك‌تر می‌شود. بیشتر، رشته‌هایی مورد توجه است كه درآمد بیشتری دارد.

او از این نگاه غیرتخصصی هم دل‌خوشی ندارد كه می‌گویند هر كسی در خانه‌اش می‌تواند كار سفال انجام دهد در حالی كه سفالگری، خمیربازی نیست. سفالگری یك هنر است. طی چند سال اخیر، بیشتر هنرمندان نقش‌برجسته و سفالگر، كارگاه‌هایشان را جمع كرده‌اند و مشغول كار دیگری شده‌اند. تفكری می‌گوید: من به عشق سفال هنوز مانده‌ام ولی مدت‌هاست كه سفارش نقش‌برجسته نداشته‌ام. بسیاری به چشم هنر به خاك و سفال نگاه نمی‌كنند. مثلا مشتریان در نمایشگاه از دست سازه‌های سفال خوش‌شان می‌آید و زمانی كه قیمت را می‌شنوند می‌گویند چه خبر است؟ خاك است دیگر! كاری نكرده‌اید، فقط قالب زده‌اید در حالی كه اینها كار دست است نه قالب، مثل فرق فرش‌ماشینی و قالی دستباف.

    نخستین دست‌سازه‌ها

سفره هفت‌سینی كه برایمان می‌آورد تا به بوستان ببریم، نخستین دست‌سازه‌های سفالی او برای سفره هفت‌سین است. 2سال پیش آنها را ساخته است، ظرف‌های سفالی با طرح لعاب و پتینه. كار لعاب، 2بار پخت می‌شود و كار پتینه یك بار. لعاب مقاوم‌تر است و جلا داده می‌شود و پتینه، با مقاومتی كمتر، رنگ و روی قدیمی‌تر دارد. هانیه تفكری در این 2سال سعی كرده كه طرح‌هایش را به روز كند و خواسته كه هم‌راستا با سلیقه مردم راه برود. نخستین كارهای سفالی‌اش برای سفره هفت‌سین را به فروشگاه پوشاك ایرانی برده بود. او تعریف می‌كند: اتفاقی به این فروشگاه رفتم و به فروشنده گفتم كه كارم سفالگری است.

خیلی استقبال كرد و گفت كه یك هفت‌سین سفال برایش بسازم. گفتم: اتفاقا كارهایی ساخته‌ام ولی نمی‌دانم برای عرضه، كجا باید ببرم. آن فروشنده، مغازه‌های دیگری را هم به او معرفی كرد كه از آنها سفارش كار بگیرد. سال بعد در نمایشگاه صنایع‌دستی شركت كرد و بیشتر سفارش‌هایش را از آنجا گرفت.

از نیمه بهمن ماه و به‌ویژه از اول اسفند كه تب و تاب عید نوروز بین مردم می‌افتد، سرش شلوغ می‌شود، سفارش‌ها ردیف می‌شوند و وقت سرخاراندن هم نمی‌ماند. مشتریانش از آشنایان و فامیل هم هستند كه با دیدن سفره هفت‌سین خانه‌شان، مشتاق می‌شوند كه خودشان هم سفره‌ای ساده از سفال در خانه‌هایشان بچینند.

    سفره‌ای روح‌نواز

وقتی سفره را در گوشه‌ای از چمن‌های بوستان بزرگ مشهد چیدیم، چند نفری جمع شدند كه ببینند چه خبر است. عابران هم بعد از مكثی، عبور می‌كردند. برخی هم با ذوق و اشتیاق می‌پرسیدند كه چه خبر است؟ تفكری معتقد است: دلیل این شادی و نشاط بین مردم به‌خاطر این است كه هفت‌سین با خودش شادی و سلامتی به ارمغان می‌آورد؛ حس دم عیدی و تازه شدن. آنها در 2هفته عید، سفره هفت‌سین خانه‌شان را جمع نمی‌كنند تا زمانی كه سیزد‌ه‌به‌در می‌رسد و سبزه را از وسط سفره برمی‌دارند، آن‌وقت بساط سفره هم جمع می‌شود. به باور او، میزبان و مهمان‌های نوروزی با دیدن سفره هفت‌سین، شادی و نشاط را به‌خودشان هدیه می‌كنند. همین كه از در ورودی، وارد خانه می‌شوید با دیدن سفره هفت‌سین، حال بهتری پیدا می‌كنید.

    خاك با جان آدمی آشناست

مردم دست‌سازه‌های سفال را دوست دارند چون خاك با جان آدمی آشناست. تفكری می‌گوید: هنر ایرانی آنقدر ارزشمند هست كه در عرصه بین‌المللی هم خوش بدرخشد. هنرمندانی را می‌شناسم كه با وجود داشتن كارگاه‌های شخصی، آثارشان را در نمایشگاه‌های بین‌المللی عرضه می‌كنند تا فرصت صادرات را به‌دست آورند. سفال‌هایی با رنگ آبی فیروزه‌ای، به‌ویژه در كشورهای عربی و ترك زبان، مشتریان زیادی دارد حتی در ارمنستان و ازبكستان.

او به كارهایی كه در لالجین همدان برای عرضه بین‌المللی سفال انجام می‌شود اشاره می‌كند؛« آنها كارهایشان را با بسته‌بندی‌های خوب صادر می‌كنند. مشكل صنایع‌دستی ایران در حوزه صادرات، نداشتن بسته‌بندی‌های خوب و زیباست و كارها دیده نمی‌شود. بسیاری از مسافران این آثار را به‌عنوان سوغات و هدیه می‌برند و بسته‌بندی بسیار اهمیت دارد». او سعی كرده كه برای ارائه محصولاتش، به‌ویژه دركارهای نقش‌برجسته، بسته‌بندی خوبی داشته باشد.

    نتوانستی ازش جدا شوی

اینكه سررشته‌ای از قالیبافی هم دارد به طراحی‌های او در سفالگری كمك زیادی كرده است؛ گذراندن واحدهای رنگرزی، رنگ‌شناسی و فیزیك رنگ یا آشنایی با نقوش و طرح‌های ایرانی. تفكری سعی كرده كه مرز نوآوری‌اش تا جایی نرود كه نقوش ایرانی، اصالت خودش را از دست بدهد. او هنرش را مدیون استاد اولش است؛ استادی كه خشت اول را درست نهاد و امیدوار است كه دیوار هنرش تا ثریا، مسیر درستی را می‌رود. دست می‌كشد روی آبی فیروزه‌ای جام‌سفال؛ مادرم می‌گوید تو مدیون استادت هستی. خانم حسینی آنقدر خوب تو را با خاك و گل آشنا كرد كه نتوانستی از آن جدا شوی.

    خاك، دردها را می‌گیرد

از همان بچگی به ظرف‌های سفالی علاقه داشت اما به خاطر حساسیت پوستی، مادرش ترجیح می‌داد كه دخترش سراغ سفالگری نرود. هانیه تعریف می‌كند: مادرم می‌گفت تو حساسیت داری و خاك برای پوست‌ات خوب نیست ولی استادم به مادرم گفت كه خاك، درمانگر است. همین هم شد، حساسیت پوستی من از بین رفت. خانم حسینی همیشه به من می‌گفت كه خاك و گِل، دردهای آدمی را می‌گیرد و تو را تسكین می‌دهد. باور نمی‌كردم تا اینكه آن را تجربه كردم. می‌گفت وقتی حالت خوب نیست و درد داری، تكه‌ای گِل را در دست‌ات نگه‌دار، درد تو را می‌گیرد اما خودش خشك می‌شود. امتحان كردم و همین هم شد. زمانی كه حالم خوب نبود می‌رفتم سراغ گِل‌ها، می‌دیدم كه چه زود خشك می‌شوند و حال من بهتر از قبل.

از او می‌پرسم: تا كی می‌خواهی ادامه دهی؟ می‌گوید: تا وقتی كه بتوانم اهمیت این هنر را بین مردم جا بیندازم. جای نقش برجسته‌های ایرانی در طراحی‌های داخلی، خالی است و متأسفانه به سراغ طراحی‌های غیربومی می‌روند. دوست دارم یك آتلیه هنری داشته باشم و مجموعه‌ای از هنرهای ایرانی را احیا كنم و آن را به دیگران آموزش بدهم. او برای آموزش سفالگری، سختی‌های زیادی كشیده چون آموزشگاه‌های شهر محدود بودند و دیگران برای اینكه بازارشان كساد نشود، از آموزش خودداری می‌كردند. او همه عزمش را جزم كرد، تا هنری را كه دوست دارد، یاد بگیرد.

    شجاع باش و دوباره بساز

هنر سفالگری، هنرمند را صبور می‌كند. استادانش به او می‌گفتند كه در این هنر عجله نكن تا به نتیجه برسی. این هنر كاشت، داشت و برداشت است، نمی‌توان سریع به نتیجه رسید. اگر پای كارت ایستادی و صبر كردی، نتیجه دلخواهت را شاهدی.
گاهی برای به‌دست‌آوردن طرح مورد نظرش، باید صبوری می‌كرد تا به نتیجه دلخواه می‌رسید.

تفكری، مربی افتخاری فنی و حرفه‌ای است و آموزش رایگان سفال دارد. او روی این نكته تاكید دارد كه: همیشه به هنرجویانم می‌گویم كه در این كار باید شجاع باشند. از خراب شدن نترسند وگرنه قافیه را باخته‌اند. این گِل است، خراب می‌شود. می‌توانی دوباره آن را آب بزنی، ورزدهی و بسازی. برای خود من بارها اتفاق افتاده كه كار از كوره بیرون آمده و چون دلخواهم نبوده، دوباره آن را اجرا كرده‌ام تا آنچه مورد نظرم بوده، دربیاید. سعی می‌كنم كه از گِــل، كار دل دربیاورم.

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر



در این وبلاگ
در كل اینترنت

نویسندگان

Get our toolbar! Check Page Rank

  • آخرین پستها

تبلیغات