تبلیغات
اقیانوس - مظلوم، دوست بسیجی من "مرتضی" است که در روز 22 بهمن با کمک دیگر بچه های بسیج، چند بمب دستی را در همین خیابان آزادی خنثی کرد

اقیانوس

-«----«----«---------یه دنیا ترفند برای یه دنیا زندگی--------»---»---»-

بسم رب الشهداء و الصدیقین. به نام شهدای گمنام بسیج در این فتنه اخیر. ندا آقا سلطان را البته خدا رحمت کند؛ اما او فریبکاری بود که خود فریب خورد و جانش را مفت فروخت. به هر کسی نمی توان لقب شهید داد. مظلوم تر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیر کبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند. کسانی که مهندس و شیخ ادعای مرگ شان را کردند الان راست راست دارند در همین خیابان های تهران راه می روند. همه ما می دانیم که در کهریزک سه نفر کشته شده اند اما کدام مان می دانیم ظرف این هشت ماه، بسیج چند شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است؟ ولله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یک سیلی حیدری بدهکار است. گمنام تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه ای هستند. دست سران فتنه به ریختن خون بسیجیان جوان این مرز و بوم مشغول است و خواص بی بصیرت، این مایه های ننگ ملت به ماله کشیدن روی جنایت عمر و زید مشغول اند. ولله این ملت خون دل خورده و از جان گذشته، یک سیلی محکم به صورت تک تک سران فتنه بدهکار است. اگر در جنگ تحمیلی بسیجیان خمینی را دشمن می کشت، در جنگ نرم، قاتل بسیجیان ولایت، سران فتنه هستند. این نامه های سرگشاده شما بود که به محاربین، مجوز این قتل ها را داد و الا پسر عمه مسعود رجوی و دختر خاله عمه ناتنی شاه در به در پارسال هم در این کشور زندگی می کردند. این فتنه روزی تمام می شود، که ملت از فتنه گران انتقام قطره قطره خون تک تک این بسیجیان شهید و البته شهیده را بگیرد. من با این قلم تا انتقام خون این نزدیک به 15 بسیجی شهید را نگیرم از پا نخواهم نشست. من کاری با آن 13 میلیونی که به موسوی رای دادند، ندارم. هموطنانم بودند با سلیقه ای مختلف. آنها خود باید همت کنند و انتقام تقلبی که موسوی در آرای شان کرد و به اسم خط امام، رای شان را دزدید، از او بگیرند. آن سنگی هم که اندک هواداران وحشی اما متوهم سران فتنه به سرم زدند می بخشم ولی خون دوستان بسیجی ام را که تعدادی شان از خواهران بسیجی ام بودند هرگز نخواهم بخشید. من بسیجی نیستم ولی بسیجی های خمینی و خامنه ای را می پرستم. به "همت" و "باکری" و به "شهید حسین غلام کبیری" شناختم من/ به خدا قسم خدا را . فتنه برای من بعد از 9 دی و 22 بهمن تمام نشد؛ برای من این فتنه روزی تمام خواهد شد که سران فتنه بابت قطره قطره این خون های به ناحق ریخته شده محاکمه شوند. ما در فکه شهید گمنام ندادیم که در خیابان های تهران هم گمنام کشته شویم. در خاک پاک فکه هنوز هم پلاک و یک تکه استخوان شهیدی هست اما اف بر من و شما که نشانی پلاک خانه بسیجی های شهید حوادث اخیر در همین تهران خودمان را هم نمی دانیم و اصلا نمی دانیم اسم شان چیست و اصلا عرضه نداریم که برای شان مجلسی در خور شان نام شان بگیریم. دم سران فتنه گرم که برای کشته های نداده شان مجلس ترحیم گرفتند و ما خاک بر سرمان که اصلا نام شهیدان مان را هم نمی دانیم. ما روی شهدای گمنام جنگ تحمیلی را با این غربت و گمنامی شهدای جنگ نرم سفید کرده ایم. اف بر ما که حتی نمی دانیم مزارشان کجاست. ای سید شهیدان اهل قلم! بسیجیان امروز از بسیجیان خمینی هم مظلوم ترند. برخیز و روایتی دیگر نه از "فتح" که از "فتنه" بساز. آهای آقایی که می خواهی شاهرگت را برای ولایت بدهی، کجا بودی وقتی خواهر بسیجی مرا فقط به جرم چادر، تنها به جرم حجاب در همین خیابان آزادی بعد از راهپیمایی ارواح عمه شان مسالمت آمیز کشتند؟ اگر ناراحت نمی شوید؛ می خواهم عرض کنم که آقایان سران فتنه! شما غلط کردید که راهپیمایی تان مسالمت آمیز بود.  کاش ذره ای از غیرت آن شیر در زنجیر، حیدر کرار بسیجی ها، سردار سپاه خمینی و ذوالفقار خامنه ای "احمد متوسلیان" در وجود ما هم بود. این ماییم که از انگ خشونت طلبی می ترسیم. ولله، ولله، ولله، حاج احمد اگر بود بر صورت تک تک این سران فتنه چنان کشیده ای می خواباند که دیگر جرئت نکنند مجوز قتل بچه های بسیج را با نامه و بیانیه صادر کنند. ناموس همت ،"بسیج" بود. ناموس "باکری ها" بچه بسیجی ها بودند.

آقای کروبی! بگذار یکی به این ملت بگوید که چرا برخی از خانواده های شهدا ساز نا کوک می زنند. بگذار من به شمای فتنه گر بگویم که درباره شما و دار و دسته تان در بنیاد شهید چه قضاوتی می کنند همسران شهید. آبرو برایت نمی ماند که دیگر در این کشور زندگی کنی، چه رسد که بخواهی به حرامیان، گرای سینه بچه های بسیج را بدهی. آقایان سران فتنه! اگر نظام را قبول ندارید، لطفا از خانه هایی که مال بیت المال است بلند شوید. آری، من قبول دارم که کروبی مستاجر است؛ کروبی مستاجر ما ملت است و این ویلای او در فرمانیه و آن یکی ویلایش در زهرماریه مال بیت المال است. آهای ملت! کدام تان راضی هستید که کروبی در خانه شما زندگی کند؟ اگر از این حکومت ناراضی هستید، پس لطفا جناب آقای موسوی خوئینی ها! این ویلایی که در آن نشسته و در خفا به فتنه به جفا مشغول اید، مال حکومت، برای ملت است. شما قبل از انقلاب، آه نداشتید که با ناله سودا کنید. من آمار لپ سرخ شما را که ناشی از فقر مادی تان در قبل از انقلاب بود دارم. به فرموده امام عزیز ما که شما غلط کردید اگر در خط او باشید، همه تان بلا استثنا در حجره های تنگ و تاریک ساکن بودید و این ملت بود که شما را به نان و نوا رساند. این ملت الان از شما بی زار است. ما با چه زبانی باید به شما بگوییم که حال مان از قیافه بد ترکیب و پر فتنه شما به هم می خورد؟ آقایان سران فتنه! دم از ما مردم نزنید؛ 22 بهمن یک قدم جرئت نکردید در دل ملت گام بردارید.

سید حسن خمینی ؟! سید حسن ما این روزها فقط "نصرالله" است . ما سید حسن دیگری نمی شناسیم. این رهبر عربی پوزه کثیف صهیونیست ها را به خاک مالیده اما با این همه ید بیضا دست بوس مولای ماست و به خامنه ای، "مقام معظم رهبری" نمی گوید، می گوید؛ "امام خامنه ای". لبنان انگشت اشاره دست ایران است در چشم اسرائیل. اسلام لبنان مدیون اسلام ایران است. در خانه تمام اعضای حزب الله، عکس خامنه ای ما را بزرگ تر از تصویر نصرالله به در و دیوار زده اند . آقای موسوی! "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" انتقام شما بود از نصرالله که چرا وقتی ایران می آید، دست علی ما را می بوسد. آقای موسوی! ما 22 بهمن شعار های طرفداران شما را نشنیدیم؟ هواداران بی شمارتان چرا نم کشید؟ 22 بهمن، خود شما چه را در رفتی؟ دیدید که حق با من بود و شما غلط کردید که بی شمارید! آقای موسوی! مگر نمی گفتی که مردم با شما هستند و علی تنهاست؟ مگر ادعا نکردی تقلب شده؟ پس چرا کسی نیامد رای خود را پس بگیرد؟ به اسم نخست وزیر امام مگر تا چند روز می توان به ملت دروغ گفت؟ دروغ گوی بزرگ تو هستی و بزرگ ترین دروغ تو این بود که به نظام ما تهمت دروغ بستی. آقای موسوی! اگر مردم با تو هستند پس این همه محافظ برای چیست؟ احمدی نژاد این همه محافظ ندارد. امام این همه محافظ نداشت. اگر تقلب شده پس چرا احمدی نژاد آمد میان ما مردم و شما فرار را بر قرار ترجیح دادی؟ کجایند هوادارانت؟ این محاربین؟ این ابن ملجم؟ آشوب گران خداجو رفته بودند شمال؟ رشت و ساری و رامسر و تنکابن و چالوس هم که هر که به خیابان آمد فدایی سید علی بود .

ما در هر میدانی اراده حضور کنیم بی شمار می شویم. آقایان فتنه گر! ما ملت هیچ کدام مان مستاجر نیستیم؛ "بیت رهبری" خانه ماست. شما اما مستاجر ما ملت هستید و مردم یعنی همانا صاحب خانه های شما، شما حضرات بی آبروی دروغ گو را در 9 دی و در 22 بهمن، جواب کردند. شما اگر مرد باشید از ایران می روید و جلوی در کاخ سفید اسباب و اثاثیه تان را می اندازید، بلکه ارباب دلش برای تان بسوزد و لقمه نانی از سفره اوباما نصیب تان شود. لیاقت شما "ولایت عشق" نیست، "ایالت عیش" است. لطفا بیش از این صدای صاحب خانه را در نیاورید. ما قاطی نمی کنیم، قاطی کنیم، بد قاطی می کنیم. ما هنوز داغ کربلا در سینه داریم. ما از شمایان کینه دیرینه داریم. ما هنوز انتقام جام زهر امام را از شما نگرفته ایم. ما هنوز خیلی از شما طلب داریم. ما آماده بودیم برای جنگ و شما به امام دروغ گفتید. ما مگر خرمشهر را با "سلاح اتمی" آزاد کردیم، که شما به امام آن نامه را نوشتید؟ ما مگر از عرض اروند با خلوص نیت و زیارت عاشورا رد نشدیم؟ مگر در "سه راهی شهادت" با "یا زهرا" پیروز نشدیم؟ ما هر جا در جنگ شکست خوردیم، شهدا کم کاری نکردند، نقش فرماندهی شما پر رنگ بود. هر کجا متوسلیان در برابرتان ایستاد، آنجا "فتح الفتوح" بود. شما غلط کردید که هزینه جنگ را دولت شما می داد. قلک ما بچه های کوچک که در خانه می شکست، پول جنگ پدران مان هم در خاک ریز تامین شد. شما صف کوپن را نتوانستید درست کنید. پول جنگ را اگر قرار بود آقای نخست وزیر بدهد الان خرمشهر شده بود "المحمره". آبادان شده بود "عبادان" و خوزستان شده بود "عربستان". شما نخست وزیر امام نیستید. امام هرگز نخست وزیری نداشت. دو مهندس که خیر سرشان نخست وزیر امام شدند هر دو تو زرد از آب در آمدند. قلابی بودند. انقلابی نبودند. به دو امام، دو نخست وزیر تحمیل کردند؛ به خمینی بازرگان را و به خامنه ای موسوی را. آری آقای موسوی شما نخست وزیر امام نیستید. شما حتی نخست وزیر مولای ما هم نیستید. مولای ما به شخص دیگری مایل بود و شما تا چشم آیت و دیالمه را دور دیدید، خود را به رئیس جمهور مکتبی وقت تحمیل کردید. شما نخست وزیر نیستید، یکی از نخستین سران فتنه هستید که ملت شما را به زیر کشید. شما باز هم می خواستید در کام ولایت جام زهر بریزید اما این بار خون دیالمه در رگ های ما جاری شد و فریاد آیت از حلقوم ما بر سرتان فرود آمد و شما را سر جای تان نشست .

 مظلوم بچه های بسیج اند که امروز باید به جای دشمن، با کج فهمی امثال شما در این جنگ نرم بجنگند. مظلوم، دوست بسیجی من "مرتضی" است که در روز 22 بهمن با کمک دیگر بچه های بسیج، چند بمب دستی را در همین خیابان آزادی خنثی کرد و هیچ کس به این بچه های بسیج یک خسته نباشید خشک و خالی هم نگفت. اصلا من می گویم همه ملتی که به خیابان انقلاب و آزادی آمدند از سبزها بودند. با این حساب همه سبزها جان شان را مدیون بچه های بسیج اند که بمب های منافقین را از جلوی پای شان برداشتند . آن کسانی که به بسیجی های خامنه ای می گویند خشونت طلب ، همان ناکثینی هستند که "علی" را در جنگ خیبر و بدر خشونت طلب نام نهادند.  ناموس پرستی بسیجیان خامنه ای نبود الان همان کاری را که آمریکا با ناموس برادران افاغنه و عراقنه کرده بود با ناموس شما هم انجام می داد. آقای شیخ! حیا کن و دم پیری معرکه نگیر.  

روز 22 بهمن در کدام خیابان "تانک" دیدید که اراجیف VOA باورتان شده است؟ تانک البته در خیابان های تهران بود اما قبل از بهمن 57. شما چون خدا را ندارید حریف هوندا 125 بسیجیان این کشور نمی شوید اما ما چون خدا را داریم از پس توپ و تانک رژیم طاغوت بر آمدیم.

من ولله دلم برای آن دنیای شما می سوزد. درافتادن با "جمهوری اسلامی" جنگیدن با یک حکومت نیست، درافتادن با خون بیش از سیصد هزار شهید است که قطره قطره این خون های سرخ، آن دنیا یقه تان را خواهد گرفت.

من از شما می گذرم؛ آن سنگی هم که حواله سرم کردید و مرا تا پای مرگ برد، یادگاری نگه داشته ام تا آن دنیا به حضرت زهرا سلام الله علیها بگویم؛ که ای بی بی دو عالم! من هم در وادی دفاع از ولایت، نشانی از زخم بر بدن دارم. اما یقین بدانید امثال پدرم هرگز از شما نخواهند گذشت.

برادران و خواهران عزیز فتنه گر! شما که ادعا می کنید بسیجیان واقعی همت ها بودند و باکری ها، خودتان قضاوت کنید؛ بسیجیان خمینی خشونت طلب بودند یا بسیجیان خامنه ای؟ نه دوستان! سهم ما از نزدیک 30 سال بی پدری، این کنایه ها نیست. شاید بسیجیان خامنه ای از شما بگذرند ولی بسیجیان خمینی، آن دنیا حتم کنید جلوی تک تک تان را خواهند گرفت.

زمان شاه را از من بپرسید. من سنم به آدم بر می گردد. آدم وقتی از بهشت به زمین آمد، با خون پدر من درد دل می کرد. شهدا از ازل قرعه عاشقی به نام شان خورده بود. آدم هنوز نبود که پدر من در رکاب حسین به شهادت رسیده بود. پدر بزرگ های شما احترام شان بر من واجب است اما "اوجب واجبات"، رعایت  احترام نیاکان شما فتنه گران محترم نیست، "حفظ نظام" است. اگر این نظام نبود برای یک "یا حسین" باید صد ضربه شلاق می خوردید. جناب دادکان! که ادعا می کنی از قبل انقلاب ریش می گذاشتی. مرد باش و بگو که پدر محترم تان برای هیئت رفتن در کوچه پس کوچه های بازار شاه، چقدر از عمال رضا خان و پسرش کتک خورده است؟ 30 سال که سهل است، از انقلاب خمینی 300 سال هم بگذرد، نباید "آلزایمر" گرفت و "حقیقت" را به "دروغ" و "صد" را به "نود" فروخت. آیا تا شاه بود دسته ای جرئت آمدن به خیابان را هم داشت، یا برای یک "یا حسین" در گوشه خانه هم لرزه به اندام ها می افتاد؟ این دین را این ریش را این ریشه را مدیون خمینی هستید، نه نیاکان تان. خمینی اگر نبود کدام پرچمی را می شد در خیابان به نام "حسین" به نام "حسین ضد یزید" برافراشت؟ من عاشق چشم و ابروی کفاشیان نیستم. دو زار هم مدیریتش را بر فدراسیون فوتبال قبول ندارم اما فرق انتقاد از فدراسیون فوتبال را با طعنه زدن به انقلاب اسلامی می فهمم. اگر الان هم شاه بود، شما "میر حسین" را شاید می توانستید بگویید ولی "یا حسین" گفتن در خیابان از عهده شما بر نمی آمد.

عده ای مثل ناطق نوری با سکوت، عده ای مثل آن خانم با دعوت از فتنه گران عزیز به خیابان، عده ای مثل این خانم با ساندویچ خوردن در خیابان انقلاب، عده ای مثل آن آقا زاده با فرار به لندن، عده ای مثل این یکی آقا زاده با پرت کردن حواس قالیباف از تنگه احد در تونل توحید، عده ای مثل اون یکی با حضور در جمع اغتشاش گران در روز قدس و عده ای مثل شما با این قیاس مع الفارق. شما خودتان را با عابدزاده مقایسه کنید و اجازه بدهید ما حسین فهمیده را مقایسه کنیم با شهدای بسیج در فتنه اخیر که بر کمر خود عزم همت بستند و زیر شنی تانک نامه های سرگشاده، له و لورده شدند.                  

سبزها از وصیت نامه سردار خیبر سوخته اند که چرا گفته؛ "در زمان غیبت اطاعت محض از ولایت فقیه داشته باشید". ما خامنه ای را دوست داریم چون به فرموده پدران مان "نایب امام زمان" است.

اگر قمر جانشین بر حق شمس نیست، پس سران ظلمت چه از جان جانباز خراسانی ما می خواهند و اگر دست خامنه ای در دست خدا نیست پس چرا این همه "ماهواره" حریف این "ماه پاره" ما نمی شوند؟ حتما که صاحب این انقلاب "حضرت حجت" است. دعای امام زمان در حق ما نبود این انقلاب به سالی نمی کشید؛ یک سفینه نجات است و هزار ناو جنگی. اگر دعای "فاطمه زهرا" نبود کجا پدران ما می توانستند از عرض اروند رد شوند؟ اگر نگهدار خامنه ای، "ابالفضل علمدار" نبود کجا این غائله خوابیده بود.


 "ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ، موجیم که آسودگی ما عدم ماست"


حسین قدیانی

نظرات() 
Where is the Achilles heel?
جمعه 24 شهریور 1396 12:11 ق.ظ
I am really enjoying the theme/design of your weblog.
Do you ever run into any web browser compatibility issues? A number of my
blog visitors have complained about my site not operating correctly in Explorer but looks great in Chrome.

Do you have any advice to help fix this problem?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر



در این وبلاگ
در كل اینترنت

نویسندگان

Get our toolbar! Check Page Rank

  • آخرین پستها

تبلیغات