تبلیغات
اقیانوس - مطالب ابر شخصیت

اقیانوس

-«----«----«---------یه دنیا ترفند برای یه دنیا زندگی--------»---»---»-

شیرین کسرائی
کارشناس روانشناسی

مقایسه کردن خود با دیگران و همچنین چشم و هم چشمی را می‌توان یک بیماری رایج در جوامع نامید. اینها پدیده‌های ناهنجاری است که در میان برخی از مردم جامعه وجود دارد. در برخی از جوامع افراد می‌آموزند که برای تعیین رفتار خویش تحت تأثیر محیط و دیگران باشند. بنابراین این افراد، همه چیز از جمله موفقیت و ارزشمندی و تعادل روحی خود را با دیگران مقایسه می‌کنند. حتی ممکن است که برخی افراد تمام ابعاد زندگی خویش را با معیارهای اجتماع بسنجند. این افراد در واقع از معیارها و ارزش‌های انسانی خود فاصله گرفته و رضایت باطنی خویش را نادیده می‌گیرند. اگر افراد در جزئی ترین امور زندگی به دیگران چشم بدوزند و بدون فکر کردن، به‌طور کورکورانه از دیگران تقلید کنند،  این نشان می‌دهد که این افراد به مقایسه خود با دیگران و چشم و هم‌چشمی می‌پردازند. البته باید به این امر نیز توجه کرد که برای دوری از مقایسه خود با دیگران نباید به‌طور کلی شیوه کار دیگران را نادیده گرفت و با آنان ناهماهنگ بود. تنها منظور گوشزد کردن این امر است که در انتخاب خط مشی زندگی مستقل باید بود و تسلط بر امور را نباید از دست داد. دوری از مقایسه کردن خود و چشم و هم‌چشمی کردن  به این معنی است که به هشیاری و خرد نهفته در باطن خویش اعتماد کنیم.
در واقع باید گفت مقایسه و چشم و هم‌چشمی باعث سلب آرامش فرد می‌شود. اگر ما دائماً به دیگران و نحوه زندگی آنها فکر کنیم و هرکاری که آنها انجام می‌دهند را ما هم بخواهیم  انجام دهیم دچار عذاب و خستگی می‌شویم. گاهی تمام زندگی افراد بر اثر چشم و هم‌چشمی ویران شده و یا باعث از هم پاشیدن خانواده‌ها می‌شود. در واقع تقویت اعتماد به نفس، بهترین راه برای این است که فرد گرفتار مقایسه و چشم و هم چشمی نشود. فردی که دچار این ناهنجاری‌ها می‌شود، نشاندهنده آن است که به خودش اعتماد ندارد و دچار نوعی خود کم بینی است. بنابراین علاوه بر اینکه باید اعتماد به نفس چنین افرادی تقویت شود باید نکات دیگری را نیز در نظر گرفت. برخی از افراد با اشاره به چیزهایی مانند اکثریت و یا سنت، برای انجام هر کار از دیگران تبعیت می‌کنند. همه افراد باید به این نکته توجه نمایند که هیچ کس از نظر خصایص ظاهری و باطنی با سایر افراد یکسان نیست و بنابراین نباید در زندگی کورکورانه از دیگران تقلید کند. برخی اوقات دیده می‌شود که افرادی که به سادگی همرنگ جماعت می‌شوند و خلق و خوی منحصر به فرد خود را نادیده می‌گیرند، مورد استقبال قرار می‌گیرند. در واقع شما معطوف به ارزش‌هایی باشید که به دقت به آن اندیشیده و آن را درونی ساخته اید و ارزش‌هایی صحیح هستند. از آنجا که کودکان رفتار پدر و مادر را ملاک اعمال خود قرار می‌دهند، پدر و مادری که دچار چشم و هم چشمی و حسادت باشند، سبب بروز این پدیده در کودکان خود می‌شوند.
همچنین باید گفت برخی افراد که می‌خواهند دیگران بر اساس میل آنها رفتار کنند، با معرفی کسانی که پیش از این از آنها اطاعت کرده‌اند، شما را با آنها مقایسه می‌کنند.برای اینکه با قاطعیت در برابر آنها مقاومت کنید باید ببینید که چرا طرف مقابل شما را به پیروی از الگوهای متداول اجتماع ترغیب می‌کند و چگونه قصد دارد از این طریق برای تسلط بر شما استفاده کند قاطعیت در ترک عادت‌های بد و نامطلوب اصل عمده و اساسی محسوب می‌شود.
هدف افرادی که قصد سلطه‌جویی دارند آن است که در قبال رفتار منصفانه‌ای که از آنان تقاضا دارید، در شما احساس گناه پدید آورند و شما را مجبور کنند که سخن‌شان را بپذیرید.  برخی از کارکنان اداره‌ها در برخورد با ارباب رجوع چنین رفتار می‌کنند. مثلاً «به آن خانم توجه کنید، ببینید شکایتی ندارد ».
همچنین عبارات زیر که رایج نیز هست برای مقایسه افراد با دیگران و سلطه‌جویی بر آنها به کار می‌رود. مثلاً برخی افراد شیوه کار برخی افراد را نفی کرده و شما را به پیروی از الگوی مورد نظرشان  برمی‌انگیزانند مثلاً عبارتی مانند «چرا به فلان شخص شباهتی نداری ؟».  عبارت دیگر این است که « کسی تاکنون شکایتی نداشته است» در واقع فرد سلطه‌جو با به کارگیری این عبارت قصد دارد شما را وادار به عقب نشینی کند. گاهی اوقات هم فردی که قصد سلطه‌جویی دارد، می‌کوشد با به کارگیری عبارتی مانند  « به آنچه داری قانع باش » استحقاق شما را در کسب خواسته‌تان نامعقول جلوه داده و با ایجاد احساس گناه، شما را به عقب نشینی وادار کند.
چرا نمی‌توانی مثل برادران و خواهرانت باشی ؟ در واقع بسیاری از والدین با اینچنین عباراتی فرزندان خود را با همسالان و یا برادران و خواهرانشان مقایسه می‌کنند و به این ترتیب سبب احساس حقارت در فرزندانشان می‌شوند و عزت نفس آنها را تضعیف می‌کنند. برای برخورد با این افراد راه‌های زیر را می‌توان به کار برد:  هر گاه هنگام مذاکره، فردی شما را با دیگران مقایسه کرد، به صورت رک و با قاطعیت بگویید که کسانی را که او می‌گوید شما نمی‌شناسید و نمی‌توانید مانند آنها رفتار نمایید. اگر تلاش شما برای غلبه بر سلطه‌جویی به جایی نرسید، به سخنان فرد و مثال‌هایش درباره مقایسه با دیگران بی‌توجه باشید. همچنین حالت فرد را به وی گوشزد کنید و مثلاً بگویید: شما از روی خشم قصد دارید مرا با فردی که اصلاً کارش را نمی‌پسندم مقایسه کنید. عباراتی از این دست نشان می‌دهد که شما از موضع قدرت سخن می‌گویید و طالب روابط منصفانه هستید.  برای مقابله با مقایسه شدن چند عبارت کلیدی را تمرین کنید. مثلاً «شما من را با فردی مقایسه می‌کنید که در اینجا حضور ندارد و در نتیجه صدق گفتار شما برایم مشخص نیست». تا جایی که ممکن است برخورد با افراد را به تجربه‌های ساده محدود کرده و ارزش‌های انسانی خود را در معرض برخوردهای نامناسب قرار ندهید.  برای جلوگیری از مقایسه شدن با دیگران قاطعیت داشته و برخوردی جدی داشته باشید.
در پایان باید گفت مقایسه و چشم و هم‌چشمی ممکن است عواقب بدی به دنبال داشته باشد. مثلاً ممکن است موجب وقوع تخلفاتی در افراد شود. ممکن است سبب وسواس، اختلال‌های رفتاری، پرخاشگری و حتی طلاق از چشم و هم چشمی‌های کوچک آغاز شده است.

نظرات() 

سه شنبه 26 اسفند 1393

چرا بعضی افراد از بقیه موفق تر هستند؟

نویسنده: rahnama   طبقه بندی: ذهن و روانشناسی، 

جملاتی که افراد موفق هرگز به زبان نمی آورند!

چرا بعضی افراد از بقیه موفق تر هستند؟ چرا بعضی افراد احساس موفق بودن می کنند و بعضی دیگر حس می کنند غرق در روزمرگی کاری شده اند؟ جواب در واژگان آنها نهفته است.

واژگانی که شما بکار می برید به شدت به حالت روحی شما و دید شما به زندگی شخصی و حرفه ای بستگی دارد. در اینجا در مورد جملاتی صحبت می کنیم که افراد موفق هرگز در صحبت هایشان نمی گویند و دلایل آنها را نیز شرح داده ایم:
غیرممکنه!
جمله "این کار شدنی نیست" اصلاً در دی ان ای آنها وجود ندارد. افراد موفق می دانند که همیشه یک راه حل برای هر مشکلی وجود دارد. گاهی باید خلاق باشید، ولی اصلاً چنین چیزی وجود ندارد که کاری غیرممکن باشد. و وقتی یک هدف آنقدر بزرگ است که رسیدن به آن دشوار به نظر می رسد، آنها هدف را به تکه های کوچکتر تقسیم می کنند. آنها می دانند که با گام های کوچک می توان به قله بلندترین کوه ها دست پیدا کرد.
برام مهم نیست!
علاقه و اشتیاق در خون افراد موفق است. شما هیچ وقت نمی شنوید که افراد مبتکر بگویند "من از شغلم متنفرم!" یا "برام مهم نیست!" اگر شما اشتیاق و علاقه نداشته باشید هرگز نمی توانید بر مشکلات غلبه کنید و برای پیشرفت ریسک بپذیرید، ابتکار به خرج دهید و کسب و کار خود را گسترش دهید.
انقدر سوال نپرس!
افراد باهوش می دانند که چیزی به نام "سوال احمقانه" وجود ندارد. آنها می دانند که به محض اینکه جلوی کنجکاوی گرفته شود و دیگر سوالی پرسیده نشود، ابداع و نوآوری بنیادی پایان می یابد. بعضی از متمایزترین و منحصر بفرد ترین رهبران مانند استیو جابز و جیمز دایسون تیم های خود را تشویق می کردند که دائماً نحوه انجام کارها را زیر سوال ببرند و دانش قراردادی را به چالش بکشند. سوالات محبوب آنها این سه سوال بودند: "چرا؟" "چرا نه؟" "چه می شد اگر؟"
چرا من باید این کارو انجام بدم؟
در هر کسب و کاری به خصوص در کسب و کارهای رو به رشد و توسعه، چندین و چند نفر باید چندین و چند کلاه به سر بگذارند. از آن مهمتر افرادی که داوطلبانه فاصله ها را شناسایی می کنند و خودشان این فواصل را پر می کنند اغلب آنهایی هستند که بیشتر شناخته می شوند و مسئولیت ها و تیم های خود را گسترش می دهند و در نهایت چیزی واقعاً شگفت انگیز می سازند. ولی جمله "این کار من نیست که انجامش بدم" جمله ای نیست که آنها بگویند.
من فکر نمی کنم درست باشه که نحوه انجام کارها رو تغییر بدیم.
افراد موفق همیشه نحوه انجام کارها را به چالش می کشند. آنها روش های بهتر، سریعتر و مؤثرتر برای انجام وظایف و اجرای استراتژی های درست می یابند. آنها خودشان را به سمت حوزه هایی هل می دهند که شاید برایشان راحت نباشد، ولی در آن حوزه ها می توانند به رشد و ترقی ادامه دهند و به تیم های خود کمک کنند تا روی خط پیشرفت بمانند. آنها درک می کنند که این تغییر لازم و ضروری است و اینکه راحت و آسوده به مسیر قبلی ادامه دهند، آنها را به موفقیت ماندگار نمی رساند.
ممنون، ولی من نظر کسی رو نخواستم.
برای آنکه فردی واقعاً موفق شود، باید از تجربه های جدید، ایده های نو و چشم اندازهای جدید استقبال کند. فرد همیشه باید نسبت به بازخورد و نظرات دیگران روی باز نشان دهد. افرادی که دائماً نسبت به بازخورد روی باز نشان می دهند نه تنها از سوی تیم ها و همکاران خود مورد احترام قرار می گیرند، بلکه شانس ارزشمندی برای نگاه کردن به خودشان از دیدگاه دیگران می یابند. هیچیک از ما کامل نیستیم و همیشه می توانیم از بازخوردهایی که می گیریم استفاده کنیم و رشد کنیم. در پایان روز باید خودتان باشید و شاید چیزهایی در شما وجود داشته باشد که بخواهید آنها را عوض کنید.
اگه شکست خوردیم چی؟
شکست بخشی از کسب و کار است. جیمز دایسون قبل از آنکه جاروبرقی بدون کیسه معروفش را اختراع کند، 5126 بار شکست خورد. توماس ادیسون قبل از اختراع لامپ 10000 بار شکست خورد. برای آنها شکست فقط پله محکم دیگری برای نزدیک شدن به هدف بود و راهنمایی ضروری دیگری بود تا بدانند که چه کاری را نباید انجام دهند. افراد موفق از شکست خوردن نمی ترسند. آنها می دانند که وقتی شکست می خورند فقط مسئله زمان مطرح است و این مانع از آن نمی شود که آنها دست از ابتکار و امتحان کردن چیزهای جدید بردارند.

" شکست خورده یک حادثه است، یک شخص نیست." ویلیام دی براون

در مدرسه وقتی شکست می خوردیم تمسخر می شدیم. همینکه بزرگتر می شویم تمسخرها، کمتر می شود اما همیشه وجود دارد. علت ترس از شکست در ما بسیار قوی است؛ شکست می تواند شناخت، پذیرش و اعتباری را که دیگران به ما می دهد تنزل دهد.

در طولانی مدت، طوری شرطی می شویم که حس خود ارزشمندی(self-worth) را با نتیجه عملکردهایمان، پیوند می دهیم. هر وقت که یکی از ایده هایمان شکست می خورد، انگار اجازه می دهیم که به عزت نفسمان ضربه ای وارد شود. ما شکست را عمیقاً در خود احساس می کنیم؛ انگار ما خودمان ایده ای هستیم که شکست خورده است.

اما نیازی نیست که به این صورت بیاندیشید. اگر چیزی را که امتحان کرده اید درست از آب در نمی آید، به این معنی نیست که شما یک شکست خورده یا یک بازنده هستید. معنی آن این است که شما به طور فعالانه در حال تجربه کردن و تلاش کردن هستید و در نتیجه آن، در حال آموختن هستید. از این منظرگاه، اصطلاح شکست خورده بودن ( یا موفق بودن)، منطقی نیست.

اگر افراد اطراف شما این نکته را نمی فهمند و همچنان از شما بخاطر شکستهایتان انتقاد می کنند، احتمالاً علتش این است که آنها هنوز مفهوم تجربه کردن، تلاش کردن یا آموختن را نفهمیده اند. اما بخاطر منفی گرایی آنها ناامید نشوید. مادامیکه ذهن خود را برای تجربه باز نگاه می دارید، خود را برای اینکه مدام شکست می خورید نارحت نکنید! افرادی که واقعاً به شما توجه دارند، همیشه از شما در شکست هایتان حمایت می کنند. آنها هیچوقت تصویر شخصی را که پشت شکستهای شماست از دست نمی دهند
من بهتر می دونم!
چیزی به نام مرد خودساخته وجود ندارد. پشت هر فرد موفقی یک تیم باهوش وجود دارد. موفقیت یک ورزش تیمی است. درست کردن یک تیم عالی بدان معناست که شما اعتراف می کنید که شما همه چیز را نمی دانید و از افرادی کمک می گیرید تا حفره های خالی دانش، تجربه و دیدگاه شما را پر کنند و به آنها اعتماد می کنید تا به شما در ساختن چیزی فوق العاده کمک کنند.
ولی این کار خیلی سخته.
افرادی که در زندگی خود به بیشترین موفقیت دست می یابند هرگز در موقعیت های مهم راه آسان را نمی روند. آنها علاقه، پشتکار و جسارت شکل دادن به مسیری جدید را دارند. اول شدن و فتح مسیرهای نو هرگز آسان نبوده است. و گاهی شما باید از اشتباهات و موفقیت های دیگران درس بگیرید تا به شکل دهی به مسیر خودتان کمک کنید. ولی در پایان روز وقتی آن لحظه مهم و حیاتی می رسد که باید سرنوشت خود را بسازید، افراد موفق هرگز آسان ترین راه را انتخاب نمی کنند.
منبع: پیام نمای شبکه سوم


مطالب مرتبط



نظرات() 

شنبه 8 شهریور 1393

مردان قابل اعتماد برای ازدواج

نویسنده: rahnama   طبقه بندی: ذهن و روانشناسی، 

1 نشانه‌ی مردان قابل اعتماد برای ازدواج



در این مقاله شما با علامت‌هایی که نشان میدهد با مردی مناسب ازدواج کرده‌اید آشنا می‌شوید.

 

 

شما احتمالاً همین الان هم می‌دانید که با مرد مناسبتان ازدواج کرده‌اید اما در ادامه چند یادآوری شیرین آورده شده است:

 

1. او همیشه به شما افتخار می‌کند.

اگر در کار خود ترفیع بگیرید یا حتی فقط در یک جایزه ساده برنده شوید، پیش از اینکه حتی خودتان بخواهید به گفتن آن فکر کنید، او با خوشحالی به همه دوستان و عزیزان اعلام می‌کند. چون او بزرگترین طرفدار شما (احتمالاً در کنار مادرتان) است.

 



 

2. حتی پس از سالها با هم بودن، هنوز کارهای کوچک جوانمردانه برای شما انجام می‌دهد.

مثلاً در را برایتان باز می‌کند یا وقتی تمام‌روز به خاطر پوشیدن کفش پاشنه بلند پایتان اذیت شده و درد می‌کند و دیگر نمی‌توانید قدم بردارید، شما را تا جلوی در خانه می‌رساند.

 

.

3. سعی نمی‌کند شما را تغییر دهد.

او می‌داند شما نامرتب تر از او هستید، آشپزی تان افتضاح است و … اما همه این‌ها از نظر او اشکالی ندارد.

 

 

4. جمله “دلم برایت تنگ شده” فقط یک حرف شیرین نیست که شما به زبان می‌آورید

… بلکه واقعیت درونی شماست، حتی در صورتی که مدت زیادی نیست که یکدیگر را ندیده‌اید (مثلاً چند ساعت).

 

 

5. بدون احساس خجالت می‌توانید جلوی او گریه کنید.

او می‌داند کی نگران باشد و کی فقط تحت تأثیر یک صحنه غمگین در فیلم قرار گرفته‌اید.

 



 

 

6. وقتی دوستانتان درباره نامزد یا همسرشان شکایت می‌کنند شما ساکت هستید چون حرف مشترک زیادی ندارید. نمی‌خواهید به همسر خود مباهات کنید، اما دلیل نمی‌بینید که وارد بحث شوید، چون شوهر شما برایتان فوق‌العاده است.

 

.

7. او ارتباط نزدیکی با خانواده شما دارد و شرایطی را ایجاد می‌کند تا شما هم با خانواده او رابطه خوبی داشته باشید. او بدون لحظه‌ای تأمل، حاضر است با پدر یا مادر بزرگ شما تماس تلفنی برقرار کند. منطقی است که شما بخواهید به مهمانی تولد اقوام نزدیک او بروید، حتی اگر او حضور نداشته باشد.

 

.

8.  او به دوستان شما اهمیت می‌دهد.

اگر یکی از آن‌ها روز بدی داشته باشد، او به شما پیشنهاد می‌کند که پیش دوستتان بروید و او را آرام کنید. اگر مدتی از او صحبتی نکنید، همسرتان حال او را می‌پرسد.

 

.

9. به شما اجازه می‌دهد خود را تخلیه کنید.

گاهی اوقات که شما ناامید و خسته می‌شوید و فقط نیاز دارید مسئله را چند بار مرور و بیان کنید، او از این کار ناراحت نمی‌شود و مشکلی با این مسئله ندارد، فقط از اینکه شما را آشفته می‌بیند ناراحت است و دوست دارد مسئله تان حل شود تا اینطور نباشید.

 

 

10- به صورت غیرمنتظره به شما می‌گوید جذاب هستید.

ممکن است این را زمانی بگوید که موهایتان را خشک نکرده‌اید یا آرایش نکرده‌اید یا حتی لباستان را عوض نکرده‌اید.

 

.

11- می‌توانید به هم کارهایی مانند مسافرت انجام دهید بدون اینکه دائماً در حال دعوا باشید.

همه ما دعوای زن و شوهرها را بر سر مسائل ساده دیده‌ایم (مثلاً در مورد اینکه برای تفریح یا نهار کجا بروند). شما می‌توانید بدون دعوا، حتی کارهای خسته‌کننده را با هم انجام دهید.

 مطالب مرتبط:

 

منبع : ویکی 5040

نظرات() 



در این وبلاگ
در كل اینترنت

نویسندگان

Get our toolbar! Check Page Rank

  • آخرین پستها

تبلیغات